ابزار وبمستر

معنی درس اول فارسی دوازدهم :: جوابگو-پاسخنامه کامل تمارین و فعالیت های درسی

جوابگو-پاسخنامه کامل تمارین و فعالیت های درسی

گام به گام دروس | رفع اشکال ،مقاله،پاسخ نامه،نکات کنکوری،جواب بخش های مختلف درسی

جوابگو-پاسخنامه کامل تمارین و فعالیت های درسی

گام به گام دروس | رفع اشکال ،مقاله،پاسخ نامه،نکات کنکوری،جواب بخش های مختلف درسی

معنی درس اول فارسی دوازدهم

mohammad h | چهارشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۴۴ ب.ظ | ۰ نظر

معنی درس اول فارسی دوازدهم

معنی درس 1 ادبیات فارسی دوازدهم

درس یک ادبیات فارسی دوازدهم

معنی ابیات درس یک ادبیات فارسی دوازدهم

معنی درس شکر نعمت ادبیات فارسی دوازدهم


به نام خدا


معنی درس اول فارسی دوازدهم


منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت

شکر و سپاس خاص خداوند است گرامی و بلند مرتبه است که اطاعتش موجب نزدیکی به اوست و در شکرگزاری زیادی نعمت

هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات.پس در هر نفسی

دو نعمت موجود است و بر هر نعمتی شکری واجب.

هر نفسی که فرو می رود یاری رساننده حیات است و بیرون فرستادن هوا شادی بخش زندگی است.

از دست و زبان که بر آید           کر عهده شکرش به در آید؟

هیچ دست و زبانی قدر نیست که از عهده سپاس و شکرگزاری خداوند بر بیاید.

اعملوا آل داوود...

ای خاندان داوود شکر بجا آرید و اندکی از بندگان من شکر گزارند


معنی درس اول فارسی دوازدهم


بنده همان به که ز تقصیر خویش         عذر به درگاه خدای آورد

نیکوست که بنده گناه کار به سبب کوتاهی خود در عبادت و شکرگزاری از درگاه خداوند پوزش بخواهد.

ورنه،سزاوار خداوندی اش            کس نتواند که به جای آورد

وگرنه هیچکس عبادت و شکرگزاری شایسته پروردگاری او را نمی تواند به جای آورد.

باران رحمت بی حسابش همه را رسیده و خوان نعمت بی دریغش همه جا کشیده.

بخشایش فراوان خداوند مانند بارانی فراگیر به همه موجودات رسیده است و احسان بی دریغ خداوند مانند سفره در همه جا گسترده شده است.

پرده ناموس بندگان به گناه فاحش ندرد و وظیفه روزی به خطای منکر نبُرد.

خداوند آبروی بندگان خود را با وجود گناهان آنان نمیریزد خداوند روزی مقدر بندگان را با وجود خطاکار بودن آنها قطع نمی کند.

فراش باد صبا را گفته تا فرش زمردین بگسترد و دایه ابر بهاری را فرموده تا

خداوند به باد صبا دستور داده مانند فراشی فرش سبز رنگ از سبزه و چمن در زمین بگستراند و خداوند به ابر بهاری دستور داده.

بنات و نبات در مهد زمین بپرورد.درختان را به خلعت نوروزی قبای سبز ورق در برگرفته

تا گیاهان نورسته را با بارش خویش در زمین پرورش دهد خداوند به رسم لباس نوروزی لباس سبز رنگ از برگ به تن درختان پوشانده است.

و اطفال شاخ را به قدوم موسم ربیع کلاه شکوفه بر سر نهاده.عصاره تا کی به قدرت

او شهد فایق شده و تخم خرمایی به تربیتش نخل باسق گشته.

خداوند بر سر شاخه های کوچک درختان یا فرا رسیدن بهار کلاهی از شکوفه قرار داده است.شیره درخت انگور به دلیل قدرت

الهی به عسل خالص و عالی تبدیل می شود و هسته بی ارزش خرما با پرورش خداوند نخل بلندی می شود.


معنی درس اول فارسی دوازدهم


ابر و باد و مه خورشید و فلک درکارند          تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

همه پدیده های آفرینش در تلاش هستند تا این که تو روزی بدست آوری و آنرا با غفلت و بی خبری از یاد خداوند نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمانبردار          شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

همه پدیده های جهان آفرینش برای تو آفریده شدند و از تو فرمان می برند پس دور از دادگری است که تو فرمان بردار خداوند نباشی

در خبر است از سرور کاینات و مفخر موجودات و رحمت عالمیان و صفوت عالمیان و تتمه دور زمان،

محمد مصطفی...

از سرور و مایه افتخار موجودات و سبب بخشایش خدا بر جهانیان و برگزیده انسان ها و مایه تمامی و کمال گردش محمد مصطفی روایت شده است.

شفیع مطاع نبی کریم           قیم جسیم نسیم وسیم

او شفاعت کننده،فرمانروا،پیام آور بخشنده ؛صاحب جمال ،خوش اندام،خوش بو و دارای نشان پیامبری است

بلغ العلی بکماله،کشف الدجی بجماله        حسنت جمیع خصاله،صلو علیه و آله

به واسطه کمال خود به مرتبه بلند رسید و با جمال نورانی خود تاریکی را برطرف کرد و همه خوی و صفات او زیباست پس بر خاندان وی درود فرست.

چه غم دیوار امت را که دارد چون تو پشتیبان ؟          چه باک از موج بحر آن را که باشد نوح کشتیبان؟

پیروان تو هیچ غمی ندارند چون پشتیبانی مانند تو را دارند هم چنان که اگر نوح کشتیبان کسی باشد او از موج دریا نمی ترسد

هرگه که یکی از بندگان گنهکار پریشان روزگار، دست انابت به امید اجابت به درگاه حق

هر زمان که یکی از بندگان گناه کار پریشان حال خود را به امید پذیرفته شدن توبه به درگاه خداوند بلند مرتبه و بزرگ بلند کند.

جل و علا بردارد، ایزد تعالی در او نظر نکند بازش بخواند؛ باز اعراض فرماید. بار دیگرش به تضرع و

خداوند بلند قدر به او توجه نمی کند و آن بنده بار دیگر از درگاه خداوند خواهش و درخواست می کند و دوباره خداوند از او روی برمیگرداند.

زاری بخواند. حق، سبحانه و تعالی فرماید: یا ملائکتی قد استحییتَ من عبدی و لیس له غیری فقد غفرت له.

آن بنده گناه کار با گریه و زاری خداوند را فرا میخواند،خداوند پاک و بلند مرتبه در مقابل توبه و زاری بنده اش میفرماید:


معنی درس اول فارسی دوازدهم


دعوتش اجابت کردم و امیدش بر آوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده هم شرم دارم.

ای فرشتگان من از بنده خود شرم دارم و او جز من پناهی ندارم پس اورا بیامرزیدم و نیازش را برآورده کردم زیرا من از دعا و زاری بنده ام شرمنده می شوم.

کرم بین و لطف خداوندگار       گنه بنده کردست و او شرمسار

بزرگواری و لطف و بخشایش خداوند را نگاه کن که بنده گناه کرده است اما او شرمنده شده است.

عاکفان کعبه جلالش به تقصیر عبادت معترف که: ما عبدناک حق عبادتگ، و واصفان چلیة جمالش به تحیر منسوب که: ما عرفنا حق معرفتک.

کسانی که پیشوسته در پرستشگاه خداوند ساکن هستند و با مشاهده بارگاه خداوند غرور را از خود دور کرده اند باز به کوتاهی و ناتوانی خود

در عبادات افراز میکنند و می گویند تو را چنان که شایسته پرستش تو است پرستش نکردیم ،کسانی که زیور صفات خداوند را میستایند سرگردانند و می گویند تورا چنان که سزاوار شناخت توست نشناختیم

گر کسی وصف او ز من پرسد          بی دل از بی نشان چه گوید باز؟

اگر کسی از من بخواهد که معشوق خداوند را وصف کنم منِ دل باخته از یار بی نشان چه خواهم گفت

عاشقان کشتگان معشوق اند         برنیاید ز کشتگان آواز

عاشقان جان باختگان راه معشوق هستند و آیا شنیده اید که از کشته شده صدایی در آید ؟


معنی درس اول فارسی دوازدهم


یکی از صاحب دلان سر به جیب مراقبت فرو برده بود و در بحر مکاشفت مستغرق شده؛ آن گه

یکی از عارفان در حال تفکر عارفانه قلب خود را از هرچه غیر خدا حفظ کرده بود و در کشف حقایق الهی دریایی است غرق شده

که از این معاملت باز آمد، یکی از یاران به طریق انبساط گفت: «از این بوستان که بودی، ما را
چه تحفه کرامت کردی؟»

زمانی که از این اعمال عیادی بیرون آمد یکی از این دوستان پرسید از این گلزار معرفت که در آن بودی چه هدیه ای به ما میبخشی؟
گفت: «به خاطر داشتم که چون به درخت گل رسم، دامنی پر کنم هدیه اصحاب را. چون برسیدم، بوی گلم چنان مست کرد که دامنم از دست رفت!»

در اندیشه من بود که وقتی در وصال معشوق و  درگاه او رسیدم دامنی از آن اسرار جمال الهی را به رسم هدیه برای دوستان بیاورم

وقتی به وصال و جمال الهی رسیدم جلوه های جمال حق چنان مرا از خود بیخود کرد که اختیارم را از دست دادم

ای مرغ سحر!عشق ز پرواز بیاموز          کان سوخته را جان شدو آواز نیامد

ای عاشق برخیز از عالم عشق عشق را از عاشق حقیقی بیاموز زیرا که او جانش را در راه عشق داده است اما صدایی از او بلند نشد و شکایتی نکرد

این مدعیان در طلبش بی خبراند          کان را که خبر شد،خبری باز نیامد

اینان که ادعا میکنند خدارا شناخته اند از او خبری ندارند زیرا آن کس که خداوند را شناخت از خود بیخود و فانی میشود.


منبع:پادرس

تهیه کننده:استاد رضایی

چاکریم رفقا کامنت بزارید :)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی